مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

572

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

كبانئون و صابئون و بسيارى از برهمنان و مجوس و هر كس كه به دو خدا يا بيشتر قايل شده باشد يا ذات قديمى ديگر با خداوند معتقد باشد اين نام شاملش مىشود ، همچنين‌اند آنها كه به « جثه » و « جوهر » و « فضا » عقيده دارند . بعضيشان معتقدند كه اصل روشنى و تاريكى است و بعد اختلاف دارند در اينكه آيا اين هر دو زنده‌اند و تميز مىدهند يا نه ؟ بعضى ديگر مىگويند روشنى زنده است و آگاه و تاريكى نادان است و پوشيده و نهانى . اين عقيدهء صابئان است . مرقيون گويند كه سه چيز قديم است : روشنى و تاريكى و سومينى كه ميانگين ايشان است و از اين و آن آفريده مىشود ، و از جنس آن دو نيست و اگر آن نبود از طبيعت اين دو ، جز گريز ، حاصل نمىشد . منانيه معتقدند كه روشنى آفريدگار نيكى است و تاريكى آفريدگار شرّ و زشتى . و اصحاب طبايع ، به چهار طبع معتقدند و بسيارى از فلاسفه به پنجمينى نيز عقيده دارند كه مخالف آن طبايع است . بعضى از ايشان « خدا » و « طينت » و « عدم » و « صورت » و « زمان » و « مكان » و « عرض » را قديم مىدانند . و از اين ميان « معطّله » قايل به قدم [ 1 ] عالم در اجسام و اعراض آن هستند . و بعضى شك كرده‌اند و دانسته نيست كه ايشان چه مىگويند . و تمام اين مذاهب با مذاهب اهل توحيد مخالف است و در اين خصوص آنچه در فصل دوم ، در ردّ ايشان ياد كرديم ، بسنده است . و خداى توفيق بخش و مددكار است . در يادكرد بت‌پرستان در روايات مسلمانان آمده كه نخستين بار به روزگار نوح بود كه مردم به بت‌پرستى گراييدند ، چنان كه خداى تعالى ياد كرده است : « و گفتند رها مكنيد خدايانتان را و رها مكنيد ودّ و سواع و يغوث و يعوق و نسر را » ( 71 : 23 ) از محمد بن كعب قرظى روايت شده است كه گفت اينان مردمى درستكار بودند از فرزندان آدم ( ع ) و هر گاه يكى از ايشان مىمرد برادرانش بر وى به زارزار مىگريستند و اندوهشان بسيار بود . يك بار شيطان به نزد ايشان آمد و گفت : مىخواهيد كه تصوير برادرانتان را بسازم تا نگاه بر آنها مايهء آرامش خاطر شما شود و با آن انس بگيريد ؟ و اين كار را كرد . قرنها گذشت و نزد فرزندان و اعقاب ايشان آمد و گفت : پدرانتان اينها را مىپرستيدند . و ايشان هم آنها را به عنوان خدايان برگزيدند . آنگاه كه خداوند در روزگار نوح زمين را غرق كرد ، مردمان آن بتها را

--> [ 1 ] در متن عدم بود كه به قرينهء خارجى و عبارت قبل تصحيح شد .